
همه اینها به کجا منتهی می شود؟ من متخصص نیستم، بنابراین اینها فقط چند فکر هستند.
افرادی در اطراف هستند که بسیار آگاهتر از من هستند و قبلاً این موضوع را به طور عمیق پوشش داده اند، بنابراین من سعی نمی کنم. اما گاهی اوقات پایین رفتن از سوراخ خرگوش سرگرم کننده است.
پس بزن که بریم…
مانند آن پنگوئن عجیب و غریب از والاس و گرومیت، هوش مصنوعی بهطور نامحسوس در آستان ما ظاهر شد و کیف کوچکی در دست داشت. او به ما پلک می زند، اما چشمان مهره ای او چیزی را نشان نمی دهد. من شخصاً کمی مشکوک هستم و به شما هم مشکوک هستم
ما شاهد ورود بیشتر و بیشتر هوش مصنوعی به زندگی روزمره ما هستیم که اغلب در پسزمینه و بدون توجه کار میکنند، بنابراین اندازهگیری تأثیر آن دشوار است. بسیاری از ما در صنایع خلاق، مثبت به نظر می رسیم، و می گوییم که برای تولید ایده، ابزار، رشته ای جدید برای کمانمان عالی است. با کی شوخی می کنیم؟ هوش مصنوعی به زودی با تولید مفاهیم، گرافیک و ایده هایی که طنین انداز و منطقی هستند مشکلی نخواهد داشت و بهتر از ما خواهد بود.
اگر در این مورد شک دارید با گری کاسپاروف صحبت کنید. در واقع اینطور نیست. اون مرده.
در خارج از صنایع خلاق، او بهتر از پزشکان مشغول خواندن اشعه ایکس است، حسگرهای او بهتر از سگ ها می توانند بیماری ها را بوییده و گزارش دهند. این در حال طراحی آسمان خراش ها – ترساندن معماران و غیره است. و غیره. و غیره… هیچ صنعتی وجود ندارد که این انقلاب به طور غیرقابل برگشتی بر آن تأثیر نگذارد.
به نظر می رسد تنها کاری که باید خلاقانه انجام داد، در انتهای جنگل، این است که کسی کار را امضا کند. مدیران خلاق و ذینفعان تصمیم نهایی را در مورد استراتژی و خلاق خواهند گرفت. ما فقط به امضای آنها نیاز داریم و کنسرت آماده است.
اما امضای یک کمپین چه ویژگی خاصی دارد؟ این فقط شهود در پایان روز است. آیا می گوییم هوش مصنوعی نمی تواند مانند انسان ها شهودی داشته باشد؟ نباید هر چیزی را که “فکر می کند” یا “احساس” می کند باور کند. فقط باید تصمیم درست بگیری.
به زودی میتوانیم کمپینهای قوی، پایدار و شگفتانگیز تولید کنیم، و آنها در عرض چند دقیقه انجام خواهند شد. یا صدها نفر از آنها. تفاوت در چیست؟ ما آنها را روی افراد در گروه های متمرکز آزمایش خواهیم کرد. اما چه کسی به گروههای کانونی نیاز دارد که بتوانیم آنها را با دادههایی که از رفتار انسانی آنلاین جمعآوری کردهایم مدل کنیم. ما میتوانیم ایدههای «مصنوعی» را در برابر «افراد» دیجیتال مصنوعی (اما به طور قابل اعتماد منسجم) آزمایش کنیم.
و چه کسی می تواند بگوید که شرکتی مانند، نمی دانم، Klaviyo نمی تواند یک روز همه این ابزارها را در یک بسته قرار دهد؟ ناگهان یک کفشساز وگان حرفهای در داندی یک استراتژی کمپین در دست دارد به علاوه تمام خلاقیتها، طراحیها، نوشتهها و تولیدات در شش دقیقه برای رقابت با هر چیزی که نایک در حال حاضر میتواند در شش ماه تولید کند؟ با تنها تفاوت، دسترسی به تبلیغات بیشتر و هزینه های استعداد/حمایت.
آیا برای ما مهم است که ذهن انسان پشت این چیزها باشد؟ آیا واقعاً مهم است که یک ایده درخشان از “ذهنی” بیاید که ایده درخشان را نمی داند؟
اگر او بهتر از میکل آنژ مجسمه سازی کند یا بهتر از باخ یا بووی یا … موسیقی بنویسد (من به یک «ب» دیگر نیاز دارم)، آیا اهمیت می دهیم؟
برونسکی بیت.
برآورد هنرمند چه می شود؟ حتی اگر بتواند صدای شما را بشنود، سرآشپز هوش مصنوعی که خاطره انگیزترین تجربه آشپزی را که تا به حال داشته اید خلق کرده است، ذهن یا قلب قدردانی از تعریف های شما را نخواهد داشت. آیا نقش ما فقط مصرف است؟ سرگرمی در آن کجاست؟ هیبت خود را متوجه چه کسی کنیم؟
ممکن است مقدر شده باشد که در دنیای مصرف بدون خلق زندگی کنیم. در دنیایی که تاریخچه هر محصول، کتاب، فیلم و لذت آشپزی را می توان به یک ماشین ردیابی کرد، آیا تجربیات ما کمتر معنادار خواهد بود؟
هوش مصنوعی متصدی، کارگردان و ویراستار زندگی ما خواهد بود. بی مزه می تواند خوشمزه باشد. یک فرد بی استعداد می تواند استعداد داشته باشد. و زشت زیبا خواهد شد. کجا نقش خود را ایفا می کنیم یا به نوعی از معادله خارج می شویم؟ آیا ما تبدیل به مجرای صرف خواهیم شد؟ کشتی برای ایده های دستیاران مجازی ما؟
فرض کنید هر کاری که توسط هوش مصنوعی انجام شود توسط هوش مصنوعی انجام خواهد شد. چی چیز باقی مانده است؟ نقش ما چیست؟ از آنجایی که گرد و غبار هرگز روی این فناوری نمی نشیند، شاید سوالی که باید از خود بپرسیم این است که آیا نتیجه نهایی این همه گسترش و کمک شرکای هوش مصنوعی ما را خوشحال می کند؟
در یک دنیای ایدهآل، همه ما میتوانیم از این فناوری تا جایی استفاده کنیم که در اوقات فراغت خود فرصت فلسفهورزی داشته باشیم، در حالی که به ناف خود خیره میشویم انگور بخوریم و برای سرگرمی سمفونی بسازیم. (چون، البته، این همان کاری است که مردم در زمانی که اوقات فراغتشان پرمخاطب است، تمایل به انجام آن دارند). یا به مسیر فعلی خود ادامه خواهیم داد؟…
در هر صورت، هیچ چیزی نمی توان گفت که هر یک از اینها ما را کمتر مشغول می کند، استرس کمتری دارد، زمان بیشتری آزاد می کند یا ما را شادتر می کند. ما در یک دوراهی عمیق اجتماعی قرار داریم و به نظر می رسد که در حال حاضر فرصتی برای انتخاب راه وجود دارد.
از آنجایی که ما هنوز نمی دانیم این پنگوئن کوچک در چمدانش چه چیزی دارد، آیا نباید منظور خود را از “خوشبختی” با دقت تعریف کنیم و به عنوان یک نتیجه دلخواه، آن را در کد هوش مصنوعی نسل اول بسازیم؟
من نمی توانم به آن پاسخ دهم، اما از قضا هوش مصنوعی به احتمال زیاد جواب می دهد.
ممنون که به من گوش دادی،
درباره نویسنده
کوین راسل یک طراح/کارگردان خلاق ساکن لندن است که در هاکنی زندگی و کار می کند. او عاشق کمک به کسب و کارها برای حل مشکلات است. او گربه ندارد.